تعیین سرنوش


تعیین سرنوشت

بی شک تعیین سرنوشت یکی ازافتخارات انسان است مشرود به اینکه قدرت طلبان بادخالت دادن سلایق ومصلحت اندیشیهای منفعت طلبانه خود این نعمت الهی  که ملت ایران ازنعمت انقلاب اسلامی ورهبری داهیانه امام خمینی به دست آورده را محدود نکنن امروزدرآستانه انتخابات ریاست جمهوری  ایران دریک موقعیت حساس به سرمی برد ازیک سو دشمنان مستکبر هستند که تمام توان خودرا بسیج کرده اند که ایران بار دیگر به دامن آنها سقوط کند ازسوی دیگر جاه طلبانی که برای به دست آوردن قدرت حاظرند تمام ارزشها وباورهای دینی را برای رسیدن به هدف خود قربانی کنند دراین بین مسئولیت شورای نگهبان بسیار حساس وتعیین کننده است برکسی پوشیده نیست شورای محترم نگبان ازسوی جریانات انحصارطلب شدیدا تحت فشار فزاینده قراردارد که به زعم خودشان یکی ازکاندیداهای ریاست جمهوری را که با انقلاب عجین شده را ردصلاحیت کند درحالی که این انقلابی نماها درلحظاتی که نظام نیاز به جانفشانی دارد ردٌی ازاینها پیدا نمی شود اگر شورای نگهبان تسلیم این کوته فکران جاه طلب بشود قطع ویقین بدانید بی اعتمادی که بین ملت ونظام ایجادشده تشدید خواهد شد وآن حماسه سیاسی مورد نظر مقام معظم رهبری محقق نخواهد شد ومسئله بعدی اینکه اکثر داوطلبان ریاست جمهوری رجل سیاسی نیستند چه به رسد به اینکه مدیر ومدبر باشند  شورای نگهبان یک بار تصمیم ناصحیح گرفت وملت ایران سالهای سال تاوان آن تصمیم شورای نگهبان را باید به پردازد تمنای ملت ایران این است که شورای نگهبان تسلیم فشار های فزاینده خواه ازنماینده گان مجلس که با سوءاستفاده ازموقعیت خودسعی  دارند زمینه را برای رسیدن به پست ومقام خودشان آماده کنند ویا فشار سپاه که خلاف صریح قانون است ویا هر شخص حقیقی وحقوقی نشود بگذارید آیندگان به نیکی ازشما یاد کنند .والسلام

مقام مادر


مقام مادر

مادر کلمه بسیار زیبائی است که وصف آن ازعهده من خارج است سخن گفتن ازجایگاه ومرتبه مادر آسان نخواهد بود چرا که مادر سازنده است. جهان آباد ،بزرگان دنیا، دانشمندان .همه وهمه محصول زحمات طاقت فرسای مادراست که دردامان پرمهر مادر پرورش داده شده اند آیا میتوانیم با یک دسته گل یا یک هدیه زحمات مادر را جبران کنیم هرگزهمه میدانیم که جبران زحمات مادرغیرممکن است البته مادرهیج چشمداشتی به جبران زحمات خود ندارد تنها اگر درمسیردرست قرار بگیریم ودرخدمت مردم وجامعه باشیم این بهترین وشیرین ترین لحظه برای مادر است .درود خدا برهمه مادران دنیا این شاهکار خلقت

منظره زیبا از روستای لند


سخن دل

حجت الاسلام خاتمی با بیان اینکه سوزاندن سرمایه هنر نیست، گفت: من خودم را کسی یا سرمایه ای نمی دانم ولی از نظر اجتماعی و بین المللی وجهه و پتانسیل هایی ایجاد شده است.

به گزارش سرویس سیاسی انتخاب، رییس جمهور سابق کشورمان در دیدار اعضای ستاد جوانان اصلاح طلب، در پاسخ به درخواست های متعدد برای کاندیداتوری گفت: من می ترسم! می ترسم از اینکه کدورت ها بیشتر شود. خاتمی همچنین گفت: آیا می توان این انتخابات را تبدیل به فضایی کرد که دشمنی ها بیشتر نشود و زمینه ایجاد دیالوگ فراهم آید و گفت که این راهی که تاکنون انتخاب شده به ناکجا آباد منتهی می شود. باید رویه ها عوض شود تا فساد ایجاد شده ریشه کن گردد و فضای امنیتی و حصر ها و حبس ها برچیده شود.

گزیده ای از سخنان رییس جمهور سابق کشورمان در پی می آید:

*
کانت فیلسوف نام آور قرن هجدهم میلادی مطلب مهمی دارد که به مطلب امیرالمؤمنین علیه السلام نزدیک است. ضابطه اخلاق چیست؟ آن چیزی که می خواهی و انجام می دهی، باید به گونه ای باشد که بپذیری به صورت قانون عام در آید. اگر می خواهی دروغ بگویی برو به وجدانت رجوع کن؛ آیا حاضری که دروغ گویی قانون عام باشد؟ اگر می خواهی خیانت و نقض عهد کنی، حاضری همه نیز این کار را بکنند؟ قطعاً حاضر نیستی؟

*
اگر قانونی را نمی پسندیم تلاش کنیم به صورت مسالمت آمیز و در مسیر رسمی آن قانون به قانون بهتری تبدیل شود. اگر نابسامانی و ناهنجاری است بکوشیم به ساز و کاری برسیم که به صورت مدنی قابل اصلاح باشد. این را محور کار قرار دهیم چشم انداز بهتری پیش رو خواهیم داشت. مهم این است که کاری کنیم که زمینه چنین کار و مسؤولیتی فراهم شود.

*
الان قصد ندارم در باب نامزدی خود برای ریاست جمهوری اعلام نظر کنیم ولی فقط سؤال می کنم که اگر به هر دلیل فردی مانند من را نخواهند و به هر قیمتی نگذارند که علی رغم خواست شما بیاید، آن روز آنان که امیدوار بودند چه حالی پیدا می کند؟ آیا کینه ها و دلخوری ها بیشتر نمی شود؟ طرف مقابل هم که هزینه ای پرداخته، آیا فضا را تنگ تر نخواهد کرد؟ من به فکر اصلاحات و به فکر جماعتی هستم که به هر حال به من لطف دارند هم هستم. اگر چنین وضعی ییش آید اوضاع از این هم بدتر می شود.

*
موقعیت حساسی است و کار دشوار و در عین حال مردم می خواهند از این وضع خارج شوند و طبعاً مطالباتی دارند. اگر تمام ارکان نظام، همه همراهی کنند سال ها طول می کشد که به نقطه صفر برنامه چهارم برگردیم، یعنی شرایط سال ۸۴.

*
مردم می خواهند تورم وحشتناک، بی کاری گسترده، رواج نابسامانی و فساد و بی حرمتی و انزوا و فشارها و تحریم ها که روز به روز بیشتر شده خیلی زود رفع شود، ولی چه کسی می تواند قول بدهد که اگر کارشکنی ها و موانع باشد می تواند چنین کاری را بکند. اگر همراهی کنند ، می توان کاری کرد، اما اگر همه در مقابل هم قرار بگیرند، همه مطالبات به سوی شما اصلاح طلبان خواهد آمد. اشتیاق و شوق هم از بین می رود و حکومت هم سخت تر خواهد گرفت و به اصلاح طلبان و کشور لطمه جدی وارد می شود.

*
من می ترسم! می ترسم از این که کدورت ها بیشتر شود و رویارویی ها افزون گردد و امیدها بار دیگر به یأس مبدل شود و حتی دشمن هم از این وضع سوء استفاده کند و باز هم مردم بیشتر تحت فشار قرار بگیرند. آیا می توان این انتخابات را تبدیل به فضایی کرد که دشمنی ها بیشتر نشود و زمینه ایجاد دیالوگ فراهم آید و گفت که این راهی که تاکنون انتخاب شده به ناکجا آباد منتهی می شود. باید رویه ها عوض شود تا فساد ایجاد شده ریشه کن گردد.

*
من خودم را کسی یا سرمایه ای نمی دانم، ولی از نظر اجتماعی و بین المللی وجهه و پتانسیل هایی ایجاد شده است. سوزاندن سرمایه هنر نیست، اگر سرمایه ای هست باید آن را به نحوی به کار برد که مشکلاتمان را اندک اندک حل کند و این امر نه راحت طلبی است، نه شانه از زیر بار مسؤولیت خالی کردن، ولی در هر حال باز هم می اندیشم و امیدوارم همه ما درست بیاندیشیم.

مطالبه ملت


اي وزيران وطن! دستم به دامان شما
نيم باقي ماندة جانم به قربان شما
فقر و محروميت و تبعيض و كمبود و فشار
زشت باشد در بلاد تحت فرمان شما
اين همان ملك است كاندر خاطر رنجور خويش
دارد اندر ياد، ايام دبستان شما
پشت مظلومان به شمشير وزارت نشكنيد
چند روزي را كه اين حكم است مهمان شما
فكر آباداني «سودان» چه مي باشيد؟! تا
غرق در فقر است، رشت و يزد و كرمان شما
بنده مي پرسم كه آيا از «غنا» هم كمتر است
بابل و سمنان و تبريز و خراسان شما؟!
در زمستان مردمان بينوا را بنگريد؛
فرق دارد اين زمستان، با زمستان شما
هيچ اقدامي پي رفع تورم كرده ايد؟
ما نمي دانيم، خود دانيد و وجدان شما
اين «روابط» كم كمك جاي «ضوابط» را گرفت
ضامن پست كسان شد پست و عنوان شما
دوست مي داريمتان از جان و دل، هر چند نيست
سوي ما شب زنده داران چشم احسان شما
اي بزرگاني كه ما بيچارگان را راه نيست
بر سر خوان چلو مرغ وفسنجان شما!
پند گفتم؛ گر چه بر خوبان عالم محرز است
عقل و تدبير و كمال و عدل و ايمان شما
گاه گه، وقت فراغت يادي از مردم كنيد
سخت محتاجند بيماران به درمان شما
زير بار فقر و رنج و داغ ياران عزيز
پشتمان بشكست و نشكستيم پيمان شما

به نقل ازسایت انتخاب