آشنائی باتاریخ نوروز

  با تاریخ نوروز باستانی آشنا شوید سایر مطالب - نوروز از جشن های باستانی ایرانیان است. نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با21مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده ‏است.  مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی می یافت . *تاریخچه جشن نوروز از آیین های باستانی و ملی ایرانیان است. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد. با استناد بر نوشته های بابلی ها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی ((۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن میکرد. همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوشقدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند. جشن هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است. پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوشقدمی شناخته شده بود وارد میشد. نوروز در گذشته دارای آداب چندی بودهاست که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفته اند. از رسمهای بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است. * جشن سال نو نزد آریائیان این جشن در اصل یکی از دو جشن سال آریائی بود: آریائیان در اعصار باستانی دو فصل گرما و سرما داشتند. فصل گرما شامل بهار و تابستان و فصل سرما شامل پائیز و زمستان میشد. فصل سرما در اوستائی زیمه Zima و فصل گرما همه Hama خوانده شده. در زمانی بسیار کهن فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانکه در وندیداد فرگرد اول بند 2 و 3 آمده، ولی بعدها در دو فصل مزبور تغییری پدیدار گشت چه تابستان دارای هفت ماه و زمستان پنج ماه گردید، چنانکه این امر نیز در شرح بندهای نامبرده از وندیداد مسطور است. در هریک از این دو فصل جشنی برپا میداشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار میرفته: نخست جشنی که به هنگام آغاز فصل گرما ـ یعنی وقتی که گلهها را از آغلها به چمنهای سبز و خرم میکشانیدند و از دیدن چهر? دل آرای خورشید شاد و خرم میشدند ـ و دیگر در آغاز فصل سرما که گله را به آغل کشانیده توش? روزگار سرما را تهیه میدیدند. *نوروز و مهرگان از یک طرف میبینیم که در عهد هند و اروپائی سال از اول تابستان «انقلاب صیفی» و با ماه تیر آغاز میشده و دلیل آن لغت (میذیایری) است که اسم گاهنبار پنجم از شش گاهنبار (جشن) سال است. این جشن در حوالی «انقلاب شتوی» برپا میشده و معنای لغوی آن «نیم? سال» است. از بیان بندهشن پهلوی چنین بر میآید که (میذیایری) در اصل در حوالی انقلاب شتوی (اول جدی) و بنابراین اول سال در حوالی انقلاب صیفی (اول سرطان) و مطابق (میذیایری شم) بوده است. از سوی دیگر در مییابیم که در زمانی سال با اول تابستان شروع میشد ولی نه با تیرماه، بلکه با فروردین ماه ـ بیرونی، اول سال ایرانیان را در فروردین و در انقلاب صیفی میداند و اعیاد خوارزمی نیز مؤید این مدعا است. مسعودی در التنبیه و الاشراف گوید: «آغاز سال ایرانیان در اول تابستان و مهرگان در آغاز فصل زمستان بوده است.» در نوروزنامه منسوب به خیام آمده.: «فروردین آن روز ]سی سال گذشته از پادشاهی گشتاسب که زردشت بیرون آمد[ آفتاب به اول سرطان قرار کرد و جشن کرد.» در کتاب التاج منسوب به جاحظ آمده: «نوروز و مهرگان دو فصل سال هستند: مهرگان دخول زمستان و فصل سرما است و نوروز اذن دخول فصل گرما است.» در سال یازدهم هجرت که مبدأ تاریخ یزدگردی و مصادف با جلوس یزدگرد پسر شهریار آخرین شاه ساسانی است، نوروز در شانزدهم حزیران رومی (ژوئن فرنگی) یعنی نزدیک به اول تابستان بود و از آن تاریخ به این طرف به تدریج هر چهار سال یک روز عقبتر ماند، تا در حدود سال ۳۹۲ هجری، نوروز به اول حمل رسید * هنگام جشن قرائنی در دست است که میرساند این جشن در عهد قدیم، یعنی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز برج حمل یعنی اول بهار برپا میشده و شاید به نحوی که اکنون بر ما معلوم نیست آن را در اول برج مزبور ثابت نگاه میداشتند ـ مطابق حدس بعضی از خاورشناسان در عهد داریوش اول و اواخر پادشاهی او (در حدود ۵۰۵ق.م)، در هنگامی که تقویم اوستائی یعنی سال فروردین تا اسفندارمذ بجای تقویم باستانی و سالی که ماههای آن «باگایادی» و «گرماپادا» و غیره بود و از اوایل پائیز شروع میشد، رسماً در کشور ایران پذیرفته شد، ترتیب کبیسه سال معمولی به هم خورد و فقط در سال مذهبی و برای امور دینی و روحانی کبیسه را مراعات میکردند ولی از آن زمان به بعد سال رسمی ناقص و غیرثابت شده است ـ برخی دیگر از اندیشمندان برآنند که این ترتیب در زمان داریوش دوم (یعنی در سال ۴۱۱ق.م) به عمل آمده است. چنانکه از تواریخ بر میآید، در عهد ساسانیان نوروز ـ یعنی روز اول سال ایرانی و نخستین روز فروردین ماه در اول فصل بهار نبود بلکه مانند عید فطر و عید اضحی در میان مسلمانان، آن هم در فصول میگشت. در سال یازدهم هجرت که مبدأ تاریخ یزدگردی و مصادف با جلوس یزدگرد پسر شهریار آخرین شاه ساسانی است، نوروز در شانزدهم حزیران رومی (ژوئن فرنگی) یعنی نزدیک به اول تابستان بود و از آن تاریخ به این طرف به تدریج هر چهار سال یک روز عقبتر ماند، تا در حدود سال ۳۹۲ هجری، نوروز به اول حمل رسید ـ در سال ۴۶۷ هجری نوروز در بیست و سوم برج حوت یعنی هفده روز به پایان زمستان مانده واقع بود ـ در این هنگام جلالالدین ملکشاه سلجوقی (۴۶۵-۴۸۵)ترتیب تقویم جدید جلالی را بنا نهاد و نوروز را در روز اول بهار که موقع نجومی تحویل آفتاب به برج حمل است ـ قرار داده و ثابت نگاهداشت. بدین طریق که قرار شد در هر چهار سال یک بار سال را به ۳۶۶روز بشمرند و پس از تکرار این عمل هفت بار یعنی پس از هفت مرتبه چهار سال (یا ۲۸ سال) بار هشتم به جای اینکه سال چهارم را 366 روز حساب کنند با سال پنجم (یعنی درواقع با سال سی و سوم از آغاز حمل) این معامله را بکنندو بدین ترتیب روی هم رفته سال جلالی نزدیکترین سالهای دنیا به سال خورشیدی حقیقی که۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه است میشود. به نقل از سایت تبیان//  

زمان لازمه پیشرفت است

روزها باید،که تا گردون گردان یک شبی

                     عاشقی را وصل بخشد،یاغریبی راوطن

هفته ها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش

                    زاهدی راخرقه گردد یاحماری را رسن

ماهها باید که تا یک پنبه دانه ز آب وگل

                     شاهدی راحلّه گردد یا شهیدی را کفن

سالها باید که تا یک کودکی از روی طبع

                    عالمی دانا شود، یا شاعری شیرین سخن

عمرها باید که تا یک سنگ خاره ز آفتاب

                     در بدخشان لعل گردد یاعقیق اندر یمن

قرنها باید ، که تا از لطف حق پیدا شود

                      مجلسی در اصفهان یا مرتضی فخرزمن

قرنها باید که تا صاحبقرانی چون اویس

                     یا چو سلمان بنده ای ازفارس خیزد یا قرن

برگ بی برگی نداری،لاف درویشی مزن

                    رخ چو عیّاران نداری جان چو مردان جان مکن

یا برو همچون زنان رنگی و بوئی پیش گیر

                    یا چومردان اندر درآی وگوی درمیدان فکن

هر چه بینی جز هوا، آن دین بود برجان نشان

                    هرچه یابی جز خدا آن بت بود،درهم شکن

چون برون رفت از تو حرص،آنگه درآید برتودین

                    چون درآید بر تو دین ،آنگه برون شد اهرمن

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت  راست

                    یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن

سوی آن حضرت نپوید هیچ دل با آرزو

                  با چنین گلرخ،نخسبد هیچ کس باپیرهن

گرد قرآن گرد زیرا هر که در قرآن گریخت

                    آن جهان رست از عقوبت،این جهان جست از فتن

                                                               حکیم سنایی

نقش احزاب دراداره کشور

به نام ایزد یکتا

انتخابات  یکی از راههای مناسب تعیین سرنوشت هر ملتی است ولی راهکار آن هم باید به طریقی درنظر گرفته شود که آنچه شکل می گیرد مد نظر واقعی اکثریت ملت باشد تعداد انتخابات هیچ گونه امتیازی محسوب نمی شود کیفیت انتخابات مهم ترازتعد د آن  است منظورم این است درایران انتخابات زیادی برگذار شد گیرم که حاکمیت نظر خودرا اعمال نکرده ولی راهکار آن مناسب نبوده چون حزب به معنای واقعی کلمه شکل نگرفته وجود  تنگ نظریها مانع جدی سرراه تشکیل احزاب بوده وهست وجود احزاب فوائد زیادی برای کشور به همرا دارد یکی ازفوائد آن راهیابی نخبه گان به مناصب مهم وحیاتی مانند نمایندگی مجلس شورا وریاست جمهوری است بخاطر اینکه کاندیداها ازافراد برجسته حزب بایک انتخاب داخلی به مردم معرفی می شوند ومردم ازمیان نخبگان نامزد نهائی خودرا انتخاب می کنند به این ترتیب اداره کشور دریک فرایند دمکراتیک شکل می گیرد ولی درایران به دلیل نبود احزاب هرکس با تبلیغات زیاد و باشعار جذاب تر نظراکثریت  مرم را به سمت خود جذب  کند شانس پیروزی بیشتری پیدا می کند که عموما تابه حال شعارها توخالی بوده اند وهیچ کسی هم پاسخ گو نیست واین مردم هستند که تاوان آن را می پردازند البته مخالفین شگل گیری احزاب بیشتر بخاطر جاه طلبی خودشان است که مخالفت می کنند چون درآن صورت کسانی که برنامه ای برای اداره کشور ندارند قادر نخواهند بود با جو سازی آراء رای دهندگان را به خود جلب کنند ازطرف دیگر وجود قانون نظارت استصوابی است که به شورای نگهبان اجازه می دهد هرکسی را که به عدم  التزام به اسلام وولایت فقیه تشخیص دهد فاقد صلاحیت اعلام کند ولو اینکه این فردهمه شرائط مصرح درقانون اساسی (رجل سیاسی مدیر مدبر و...) دارا باشد  درهیچ دادگاهی دارای سوء پیشینه نباشد ودر اطلاعات و ثبت احوال که مرجع استعلام هستند مشکلی وجود نداشته باشد سئوال این است شورای نگهبان با چه ابزاری قادر به تشخیص احراز التزام یا عدم آن است آگر شورای نگهبان بار دیگر درتشخیص خود ا شتباه کند چه کسی پاسخگو است مورد اخیر به خوبی نشان داد شورای محترم نگهبان درتشخیص خود هم در رجل سیاسی ومدیر مدبر بودن وهم درالتزام عملی به اسلام وولایت فقیه دچار خطا شد شاید پاسخ داده شود این مشگل بعدا پیداشد جواب این است التزام عملی شاید همان زمان هم وجود نداشت شاید خدای نکرده شورای نگهبان اهمال کرده بگذریم پس وجود احزاب می تواند عامل انتخاب احسن واصلح باشد البته احزاب واقعی نه حزب دولت ساخته لازم به ذکر است که وجود شورای نگهبان موجب استهکام وضمانت اجرای شریعت است ویکی ازافتخارات قانون اساسی است.

وضع دنیا

وضع دنیا

نگه کن براین روزگار                   که سقفش بود ،بیستون استوار

سراپرده چرخ گردنده بین               دراوشمعهای فروزنده بین

یکی پاسبان و،یکی پادشاه              یکی داد خواه و،یکی تاج خواه

یکی شادمان و،یکی دردمند             یکی کامران و،یکی مستمند

یکی باج دارو،یکی تاج دار              یکی سرفراز ویکی خاکسار

یکی برحصیر ویکی برسریر            یکی درپلاس ویکی درحریر

یکی بینواویکی ما لدار                    یکی نامرادویکی کامکار

یکی درعنا ویکی درغنا                   یکی دربقا ویکی درفنا

مذاکره با آمریکا

به نام خدای متعال

مذاکره با آمریکا یکی ازبحث هائی است که امروزه همه پیرامون آن اظهار نظر می کنند واین موضوع موافقان ومخالفانی دارد رویکرد نظام دراین موضوعَ به خصوص چگونه باشد مناسبتراست ؟ اولا باید دید چه چیزی مورد نظرمادرمذاکره با آمریکا ست به عبارت دیگر نبود ارتباط ایران با آمریکا چه منافع ملی را مورد تهدید قرارمیدهد که ایران برای تامین منافع ملی ارتباط با آمریکا را مد نظر قرا ردهد یا اصولا منافعی برای ایران درپی ندارد درصورت اول باید با آمریکا مذاکره کنیم وروابط خودمان با آن کشورراعادی کنیم مشروط به اینکه ارتباط با آمریکا همراه با احترام متقابل باشد نباید فراموش کرد این کشور یکی ازحامیان اصلی رژیم شاه مخلوع بوده است وپس ازانقلاب نیز برای سرنگون کردن این نظام ازهیچ کوششی دریغ نورزید ازترور شخصیتها گرفته تا تحمیل جنگ عراق علیه ایران وتحریم اقتصادی وکودتا و... حالا چه شده آمریکا به فکرمذاکره افتاده آیا این همان سیاست چماق وهویج نیست درواقع آمریکا به فکر دست یابی به همان اهدافی است که پس ازسالها توطعه های رنگارنگ نتواست به آن دست پیداکند وامروز میخواهد به وسیله مذاکره به اهداف خود برسد وآن اهداف عبارت ازاین است که ایران یارژیم صهیونیستی را برسمیت بشناسد یاحداقل دربرابر جنایات آن سکوت کند ودربرابر جنایات آمریکا نیز سکوت کند ودست ازحمایت مظومین عالم بردارد یا با سیاستهای آمریکا همراهی کند یا سکوت به عبارت واضح تر جمهوری اسلامی ایران مثل جمهوری اسلامی پاکستان یا چیزی شبیه آن مثل شیر بی یال دم اشکم تبدیل شود دراین صورت مذاکره با این کشور یعنی پشت پازدن به همه افتخاراتی که ملت ایران پس ازسالها با قیمت گزافی به دست آورده ولی با این حال سخنرانیهای آتشین بعضیها نیز چاره کار نیست ما باید بادرپیش گرفتن سیاست عاقلانه ازشدت دشمنیها ی شیطان بزرگ بکاهیم تنش زدائی با کشورهای همسا یه وکشورهای تاثیر گذار درسیاستهای بین المللی اطراف آمریکا را خلوت کنیم وراههای دیگری که همراه باحکمت وعزت باشد ضمن تامین منافع ملی مانع اتحاد بین المللی برعلیه خودمان بشیم برهیچ کسی پوشیده نیست اگر آمریکا حسن نیت دارد توپ درزمین آمریکاست اولین رفع تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران است وخود داری آمریکا ازتوطعه برعلیه ملت ایران

ای خرد مند عاقل ودانا                    قصه موش وگربه برخوانا

قصه موش وگربه منظوم                گوش کن همچو درٌ غلطانا

توسعه هزارجریب با همت مسئولان

به نام الله

منطقه هزار جریب با وسعت زیا د وبا قدمت تاریخی چند هزارساله همچنان باوجود پتا نسیلهای بسیار زیاد  به خاطر آما ده نبودن زیرساختها یکی ازنقاط بسیار محروم کشور به شمار می رود مردما ن هزارجریب عموما کشاورز ودامدارهستند اما به دلیل مکانیزه نبودن کشاورزی ودامداری این مشاغل مرقون به صرفه نیست بخش کمی اززمینها مسطح وبخش زیادی اززمینها کوهستا نی است که زیر کشت کندم وجو می رود ولی به دلیل شیب تند دچار فرسایش خاک شده وبه شدت فقیراست به همین دلیل کشاورز محصول زیادی برداشت نمی کند بخشی اززمینها نیز جنگلی است ولی به دلیل بی توجهی درگذشته وحال رو به تخریب می رود این نمائی کلی است ازهزارجریب مناسبترین روش بهره گیری ازاین آب وخاک باغداری ودامداری است اگر مسئولان اداره کشاورزی مازندران کمی به خود زحمت بدهند ازاطاق شیک ومبله خارج به شوند یه سری به هزار جریب بزنند وراههای توسعه منطقه هزارجریب را مورد مطالعه قراربدهند ومردم را به روش نوین کشاورزی ودامداری آگاه کنند قطعا شاهد توسعه منطقه زیبای هزار جریب خواهیم بود وشهرها ی استان مازندران نیز از توسعه هزارجریب بهره مند خواهند شد  به امید آن روز

معرفی هزارجریب


  

بنام خالق زیبائی ها

همان طور که قبلا یاد آور شده ام هدف ازایجاد وبلاگ شناسائی منطقه هزار جریب مخصوصا روستای لند هست هزارجریب دراستان مازنداران شهرستان بهشهر ،نکاء، وگلوگاه ،منطقه بسیار زیبا وچشم نواز وبکر دارای مرد مانی نجیب ،زحمتکش ومهمان نوازونوع دوست   هزار جریب گنجی است که هنوز کشف نشده هزارجریب دارای توانائیهای بالقوه زیادی است به بفعلیت رساندن این پتانسیلها فوائد زیادی برای کل کشور خواهد داشت ازاین توانائیهای منطقه توسعه باغ داری ،ودام پروری ، تولید علوفه ،تولید ورمی کمپوست درکنار دامداری وتوسعه گردشگری و...است باتحقق پیدا کردن موارد فوق ضمن ایجاد اشتغال پایدار موجب مهاجرت معکوس خواهد شد که با مهاجرت معکوس آلودگیهای شهرهای بزرگ نیز رفع خواهد شد وضمن گسترش تولید قیمتها نیز متعادل خواهد شد واز همه مهمتر عزت نفس وکرامت انسانی هم تامین میشود که این روزها باپرداخت وجه نقد ازسوی دولت تحت عنوان یارانه وعیدانه شدیدا تهدید می شود عقل سلیم حکم میکند که بجای ماهی دادن به مردم ،دولت تور ماهیگیری به مردم بدهد حالا افراد ناتوان وازکار افتاده مستثنئی هستند وظیفه هر انسان است که به یاری آنها بشتابند اگر دراین کشور ودرمیان مسئولان گوش شنوائی هست با تمام توان فریاد می زنم تولید درروستا ها رو به نابودی است  امروز روستائی لبنیات وومواد پروتئینی را ازشهر تامین می کند فلسفه روستا که محل تولید شیر وکره وپرورش مرغ محلی و....بود از بین رفت باور نمی کنین لظفا سری به روستاها بزنید پرداخت یارانه نیز ضربه کاری دیگری است بر تولید درروستاها باز هم تاکید می کنم منطقه هزار جریب ومردم زحمتکش آن قادر هستند مواد لبنی وپروتئینی وخوراک دام وطیور ومحصولات باغی نصف جمعیت ایران را تامین کنند دولت فقط بسترهای لازم ایجاد کند اول  آموزش مردم  دوم تامین سرمایه دراین صورت دیگر لازم نخواهد بود که دولت مردان   با وارد کردن گوشت منجمد ازبرزیل وموادغذائی دیگراز سایر کشورها سرمایه ملی (نفت )را برباد دهند وبه این ترتیب به وسیله پول نفت ناکارآمدی خودرا به پوشانند این شیوه اداره کردن مملکت ازیک آدم بیسواد هم ساخته است تاکی می توانیم به پول نفت تکیه کنیم آیا فکر کرده اید اگر نفت تمام شود یا کارآئی خودرا ازدست بدهد چه کار خواهید کردلطفا  به عقلاء د لسوز میدان بدهید زمینه را برای فعالیت آنها دراین کشور آماده کنید وبا هر بهانه واهی افراد وسرمایه های ملی را نسوزانیم این دور باطل تا کی وچه وقت ادامه خواهد داشت مردم والله اعلم .

 والسلام علی من التبع الهدی

حکایات

حکایت

شمس الدین مظفر روزی باشاگردان خود می گفت که تحصیل درکودکی می باید کرد ،هرچه درکودکی بیاد گیرند فراموش نشود ، من این زمان پنجاه سال باشد که سوره فاتحه بیاد گرفته ام وبا وجود آنکه هرگز نخوانده ام هنوز بیاد دارم .

عبید زاکانی

حکایت

 قزوینی باسپری بزرگ به جنگ ملاحده (1) رفته بود .ازقلعه سنگی برسرش زدند وبشکستند .برنجید وگفت : ای مردک کوری؟ سپر به این بزرگی نمی بینی ،سنگ برسر من می زنی.

1جمع ملحد پیروان طریقه الحاد درقرن 7و8 این عنوان بیشتر براسماعیلیان اطلاق می شد .

کلیات عبید زاکانی

نظر حواهی

به نام خدای سبحان

شاید استقلال آزادی وتعیین سرنوشت خویش یکی ازبهانه های زندگی است اماچه زمانی ملتی  یا کشوری به استقلال واقعی دست پیدا می کند ؟ این یک سئوال اساسی وکلیدی است ضمن تشکر از بازدید کننده گان عزیز ازمحضر شریف شما دعوت می کنم  نظرات خودتان را برایم ارسال کنید

مقد متان گلباران