سفر به وادی مقدس 14

قسمت پایانی:

قبلا متذکر شده ام که کاروان جامعه المصطفی روزیکشنبه مورخه 92/09/01 وارد شهرمقدس کربلا شد ورود به شهرمقدس کربلا حال وهوای دیگری داشت چرا که کربلا قطعه ای ازبهشت است مکانی که هرعاشق اهل بیت سالهای سال چشم انتظار ورود به این شهر وزیارت صحن وسرا و بارگاه ملکوتی حرمین شریفین بود خدایا باورم نمیشه یعنی من وارد شهر عشق وایثارکربلا شده ام چه زیبا است قدم نهادن درمکانی که درروز عاشوری 61 هجری صحنه یکی ازدرخشان ترین ایثارگریهاوفدا کاری بود مردانی مردی که با خون پاک خود درخت تنومند اسلام را آبیاری کرده اند ازطرف دیگر قهرمان کربلا یعنی دختر علی مرتضی حضرت زینب کبری (س) با پاسداری ازخون پاک شهیدان پیام شهداء را به تمام نسل های بعد ازخودش رسانده است اگرچه شیرزن کربلا اسیر بود ولی ذلیل نبود چون شیردراسارت نیز شیر است ولی روباه درآزادی هم روباه است تل زینبیه یاد آور صحنه های روز عاشوری است وزینب کبری که بربالای تل زینبیه شاهد فداکاری وپرپرشدن عزیزانش بود چه بگویم چه می توانم بگویم زبانم قاصر است بنا چار می گذرم قرار بود کاروان جامعة المصطفی روز 92/09/05 ازکربلا به طرف نجف اشرف حرکت کند  ولی به دلیل اینکه زوار ثواب زیارت شب جمعه حرمین شریفین را درک کنند ازطرفی بخشی ازوسائل زوار درنجف باقی مانده بود بنا شد عده ای ازهمراهان برای انتقال بقیه وسائل زوار به نجف بروند وبقیه زوار ثواب زیارت شب جمعه حرم ابا عبدالله الحسین (ع) را درک کنند خلاصه اینکه ساعت 9 شب پس اززیارت حرمین شریفین ازکربلا به طرف مرز ایران حرکت کرده ایم وداع با شهر عشق چه قدر سخت بود دل کندن ازصحن سرای اباعبدالله ازاون سرزمینی که مطاف فرشتگان الهی است سرزمینی است که محل عبادت انبیاء واولیاء الهی است ولی به همه احوال چاره نیست باید ازسرزمین عشق دل کند فقط ازخدای متعال عاجزانه می طلبم باردیگر توفیق زیارت عتبات عالیات را قسمت من وهمه آرزو مندان کند انشاءالله  التماس دعا                                                   پایان